خرید
امروز من و ایلیا جون دو تایی رفتیم خرید.اول رفتیم تره بار خریدیم بعد هم ایلیا رو بردم پارک.
بابایی امروز بیرون کار داشت و پیشنهاد داد که خرید رو بذاریم واسه فردا اما من که حوصله ی خونه رو نداشتم کالسکه ی ایلیا رو برداشتم و رفتیم بیرون.
ایلیا جون بر خلاف قبلا خیلی کالسکه اش رو دوست داره و هر جا که کالسکه اش رو ببریم توی اون میشینه و ایراد نمی گیره.خیلی هم حساس هست که بچه ها به کالسکه اش دست بزنند.حساسیت زیادی نسبت به وسایلش داره البته به بزرگتر ها میده اما دوست نداره بچه ها به وسایلش دست بزنند.
کلمه ای هم که زیاد تکرار میکنه نیکا یا نیکایی هست.خیلی دلش واسه خاله نیکا تنگ شده
راستی روز جمعه برای اولین بار بابایی ایلیا رو برد حمام.ایلیا که خیلی بهش خوش گذشته بود.خیلی بیشتر از موقعی که من اونو میبردم حمام.نیم ساعت توی حمام بود.
رابطه ی ایلیا جون روز به روز داره با بابایی بهتر میشه.خیلی از روزها دو تایی با بابایی میرن بیرون و من رو هم با خودشون نمی برن
عشق مامانی و بابایی دوستت داریم.


خرید
